تبليغاتX
ღ ♥ ღ زمزمه هایی درسکوت شبღ ♥ ღღ ♥ ღ زمزمه هایی درسکوت شبღ ♥ ღღ ♥ ღ زمزمه هایی درسکوت شبღ ♥ ღ ღ ♥ ღ زمزمه هایی درسکوت شبღ ♥ ღ
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که توراعاشق کرد شوخی کاغذی ماست

             

بازم من و معجزه ی بارون ...

یه غروب سرد و من این خیابون شلوغ ... وسکوت من تویی این همه ازدحام

یه جورای حس وحال تازه شدن رو می شه همه جا دید . . .

کاش همیشه آدما حداقل یه دل خوشی کوچیک برا ادامه داشته باشن

روزگار بد جور می گذره سخت سخت ...

بازم من وهجوم لحظه های بی کسی . . .

خدایا تو بزرگی از همه مشکلات ما آدما بزرگتری

 کمکم کن تا تو این بیراهه زندگی راهم رو پیدا کنم

چون می دونم تو هستی امیدم تویی

بزرگترین دلخوشی من . . .

دلم گرفته بود اومدم اینجا یه خورده درد دل ...

 

  

 

بازم بیدارم توی سکوت دل مرده شب

توی بالکون روی اون صندلی همیشگی

هوای ابری گرفته شب و نم نم بارون

همیشه خودت می گفتی وقتی بارون می یاد یاد منو تو دلت زنده کن

یادته ؟

اولش که دلم لرزید گفتم یه عادته بابا بهت گفتم خندیدی گفتی برو بابا ...

چند وقت بعد توام گفتی منم دیدم که دیگه عادت نیست

خاطره هات یکی یکی تو ذهنم تداعی می شن

یاد چهره ی همیشه خندونت  اون همه شیطنت

به یاد دلداریات و لحظه هی غمگین من وتو

تو رفتی ..........

می بینمت که داری می ری ولی تو ناگزیربودی وباید می رفتی ...

بازم منم و تنهایی . . ... .  . . . .

ای روزگار آره همش تقصیر تو بود به این همه احساس قشنگ و

این همه عشق حسودیت شد

گفتم چرا؟التماست کردم گفتی جدایی یه قانونه

گفتم باشه یه خورده بیشتر ولی اهمیت ندادی

دیدی همه راست می گن تو بی رحمی

شایدم تو راست بگی

گفتم ما که دیگه وقتی خودمون می خوایم کسی نمی تونه حتی تو ...

خندیدی وگفتی از کجا می دونی اون می خواست ...

گذشت قسمت بود

آره همیشه قسمت ما اینه

قسمت منم رفتن تو بود . . .

دیگه نزدیکای صبحه دیگه حوصله خوابیدنم ندارم به چه امیدی بخوابم وقتی بخوام

بیدار شم دیگه تو سراغمو نگیری و دلواپس من نباشی خودت می گفتی قول بده

هیچ وقت نری حالا خودت رفتی همیشه برارفتن عجله داشتی یادته دیدی

چقدر زود وقتش رسید و همه با هم بودنامون خاطره شد

خیلی سخته که بخوای همه چیزو

فراموش کنی وبه امید خاطره زندگی کنی

صدات آروم تو گوشم می پیچید که می گفتی دوستت دارم

هنوز صدای نفسات تو گوشم

وحسرت داغی ..............

درد دلامون توی نیمه شبای که همه خواب بودن

و زمزمه های دلتنگی من در سکوت مرگبار شب

بدرود . . .

 

   درد دلهای خودمونی   . . .  !

 : سلام به همه ی اونایی که همیشه هستن وحضورشون

 باعث می شه که منم باشم روزگار خوبی نیست ولی چون می گذرد . . .

خیلی از دوستای جدید اومدن یه خوش آمد ویژه به اونا واقعا خوشحالم که این همه

از وبلاگ من دیدن می کنن و دیگه اینکه برام مهمه کی چی می نویسی ونظرش

چیه پس خدایش اول خوب بخون بعد نظر بده مثل همیشه چون می فهمم که کی

 می خونه ونظر می ده نظر می ده...

تا بعد . . .

: خدایا تو بزرگی کمکم کن

: اینم یکی دیگه از پستهای قدیمی وبلاگم

http://sayeh-roshan666.blogfa.com/post-75.aspx

 : منهم درذهن این خیال را می بافم که تو برای همیشه هستی

: اگه یه روز اومدی دیدی نیستم غصه نخور بعضی وقتها (رفتن رسیدن است)

: اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند

: همیشه یکی هست که درد دلت و بهش بگی......

ولی وای از اون روزی که همون یه نفر درده دلت بشه...

: دیگه اینکه  هیچی ... چیزی به ذهنمم نمی رسه ولی پر از حرفای نگفته ام

در همیشه رو یه پاشنه نمی چرخه وبلاگ بیچاره ترینم  به روز شد

:مخصوص آنجلسی فقط و فقط . . .

یه روزای گذشت تلخ شیرین یه خاطره از من موند ومن می شم خاطره

بدی های منو به پای بدی روزگار بزارید خوبی که برا کسی نداشتم

غبار روزگار محو می کنه که روزگاری رو با هم بودیم اگه یاد من افتادی  حلال کنید

به امید دیدار

 با یه دنیا بغض تو گلوم خداحافظ آنجلسی ها 

 

یا علی

+ زمزمه های من در سکوت مرگبار شب ... محسن

 
> ♥ღ ♥ ღ ♥ღکاشکی می دانستی لحظه های بی تو بودن لحظه های مردن استღ ♥ ღ ♥ღ♥